دوره پیش دبستانی

كودك پس از دوران پنج سالگي وارد مهد كودك مي شود و درآنجا در كنار كودكان آموزش مي بيند و اين دوران نيز چون در سنين پنج تا شش سالگي است جزو دوران هاي طلايي شكل گيري شخصيت كودك است و از حساسيتهاي خاصي برخوردارست . در خصوص چهار عامل آموزشي بايد به نكات زير اشاره كنيم
1-آموزش دهنده : مربي در مهد كودك اگرچه انگيزشي همچون مادر ندارد ، ولي علاقمندي و مهارت او مي تواند بر كودك بسيار تاثير گذار باشد .
2- آموزش گيرنده :كودك اگرچه به جايي قدم مي گذارد كه همچون محيط خانه گرم و صميمي نيست ، اما وارد محيطي مي شود كه ويژگيهاي منحصر به فردي دارد و آن حضور تعداد زيادي كودك است كه اگر به درستي مديريت شوند مي تواند انگيزش خوبي در كودك ايجاد نمايد زيرا فرصتهاي زيادي براي بازي وكارهاي گروهي در اين مكان وجود دارد و هنر می تواند شروعی برای تشویق کودکان به کارهای گروهی باشد .
3-محتوي آموزشي: به علت آنكه مهد كودك ها تحت نظر سازمان هاي دولتي قرار دارند در اينجا محتوي آموزشي مشخصي وجود دارد .مهم ترين هدف هايي كه در مراكز پيش دبستاني توسط آموزش و پرورش مدنظر است به شرح زير است:
-خلاقيت
-درك زيباييها و پرورش احساس زيبايي شناسي
-پرورش حواس به ويژه شنوايي و بينايي
-دقت و تمركز
-كنجكاوي و جستجو گري
-مهارت هاي شناخت رنگ ، شكل، اندازه و جهت [1]
در اين رابطه نبايد آزادي كودكان را به هنگام انجام فعاليت هاي هنري محدود كرد تا كودك بتواند خواسته ها ، تمايلات ، افكار و احساسات خوشايند خود را بيان كند و اين نيازمند مربي با انگيزه و فضاي آموزشي مناسب به همراه امكانات و ابزار هنري است ، در غيراينصورت قرار دادن كودكان در مكان هاي كوچك و نشستن در كنار هم بصورت تنكاتنگ و آن هم در يك فضاي نازيبا و به دور از طبيعت به همراه مربي بي انگيزه ، اين احتمال خواهد رفت كه كودك از آموزش هنر بهره اي نبرد . در حال حاضر ضروري است كه مراجع متولي امر با انجام پژوهش بررسي نمایند كه در حال حاضر وضعيت آموزش هنر در مراكز پيبش دبستاني در چه وضعيتي بسر مي برد تا با رفع نواقص ، بتوان در اين خصوص فعاليت هاي آموزشي هنري را ساماندهي نمود و اگر نتوانيم اين مرحله مهم آموزشي را به خوبي مديريت كنيم دومين فرصت طلايي آموزش هنر به كودكان را نيز براي هميشه از دست داده ايم .[2]

دوران دبستان

در دوران دبستان ، كودكان هنر را بيشتر با نقاشي كردن تجربه مي كنند. در اين دوران با سوالات زير روبرو هستيم كه مي تواند در خصوص آموزش هنر ما را واردار به تفكر نمايد كه آيا آموزش هنر به شکل کنونی قوه خلاقيت دانش آموز را رشد مي دهد و يا سبب تقليد گرايي در او مي شود . مهم ترين سوالات به شرح زير است :
1-آيا معلمان دبستان در زمينه آموزش هنر به كودكان از آموزش هاي لازم برخوردارند؟
2-آيا شيوه هاي آموزش بر اساس آخرين يافته هاي روز مد نظر قرار گرفته است ؟
3-آيا دانش آموزان با ورود به اين دوره درسي از انگيزش كافي برخوردارند و از درس هنر لذت مي برند؟
4- معلمان دوره ابتدايي تا چه حد به اهميت هنر در زمينه ايجاد خلاقيت در كودك شناخت دارند ، آيا ممكن است كه اين درس را به عنوان گذران وقت تلقي كنند؟
5-آيا در مدارس كارگاههاي آموزشي هنر وجود دارد و يا كودكان بايد به صورت فشرده در كنار هم بنشينند و تقليد گونه يك نقاشي بكشند؟
6-آيا كودكان براي كسب نمره به جاي اينكه از تخيلات و تجربيات خود براي نقاشي استفاده كنند ، ترجيح مي دهند كه والدين آنها يك نقاشي براي آنها بكشد ؟
7-والدين تا چه حد از آموزش هاي لازم برخوردارند كه همگام با مدرسه در آموزش هنر به كودكان تلاش نمايند تا ميان آموزش هاي ارائه شده در مدرسه و خانه تضادي رخ ندهد ؟
در اين دوران ،كودكان مرحله مهمي از زندگي خود را طي مي كنند ، اگر آنان تحت نظر يك مربي كارآزموده قرار گيرند كه به آنان كمك كند كه آزادانه قوه تخيل خود را بكار گيرند ، مي توانند با خلق آثار هنری به رشد فکری خود کمک کنند و از طرفي باعث مي شود انسان به ماهيت دروني كودك پي برده و شناخت بيشتري به دست آورد و همين ويژگيها سبب گرديده كه بسياري از هنرمندان بزرگ دنيا از جمله پيكاسو ، كله و ماتيس بطور عميق تحت تاثير بيان كودكانه قرار گرفته و شيوه هاي جديدي را در نقاشي ارائه نمايند و همچنين هنرمندان بزرگ دنیا  از جمله  پیکاسو ، كله و ماتیس تحت تاثیر بیان کودکانه قرار گیرند
آيا در دوران دبستان  با آموزش هاي ارائه شده زمينه هنر باعث رشد خلاقيت را در كودكان شده است يا اينكه آنان را به سوي تقليد گرايي هدايت كرده و قوه خلاقيت آنان را از بين برده ايم؟
گمان نمي رود كه شيوه آموزشي ما در مدارس ابتدايي در زمینه باعث رشد خلاقیت در کودکان شده ایم  یا اینکه آنان را به سوی تقلید گرایی هدایت کرده و قوه خلاقیت آنان را از بین برده ایم ؟ گمان نمی رود که شیوه آموزشی ما در مدارس ابتدایی در خصوص هنر توانسته باشد در بروز خلاقیت کودکان موثر باشد.سرانه آموزشی پایین است  که اجازه هزینه کردن و تجهیز مدرسه برای آموزش هنر در تمامی ابعاد را نمی دهد. [3]

هنردر دوران دبستان بيشتر در نقاشي خلاصه مي شود و اگر كودكي نيز بتواند از آموزش های بیشتر و متنوع تر هنری برخوردارشود به واسطه تمكن مالي و آن هم در محيط بيرون مدرسه است كه اين موضوع بحث جامعه شناسي در خصوص عدالت در آموزش هنر را بيان مي كند كه هنر مي بايستي براي تمامي اقشار جامعه در دسترس قرار گيرد و تنها محدود به افراد خاصي نشود تا تاثيرات آن در تمامي جامعه پديدار شود.[4]
يكي از مشكلاتي كه صاحبنظران در روند توسعه كشور ايران به آن اشاره مي كنند ، ضعف در انجام فعاليت هاي گروهي است كه باعث مي شود افراد در دل گروه علاوه بر شكوفا شدن خلاقيت خود بتوانند با بهره گيري از حمايت جمع به اهداف دست يابند . متاسفانه در گذشته ما نتوانسته ايم با آموزش هاي لازم اعضای جامعه خود را براي انجام فعاليت هاي گروهي موفق تربيت كنيم و اين خود به يك معضل اجتماعي بدل شده و افراد در سنين بزرگسالي قادر به كار جمعي نيستند و به همین خاطر احتمال شكست خوردن در رسيدن به اهداف براي آنان افزايش مي يابد .
بهره گيري از هنرهايي نظير نمايش خلاق  كمك مي كند تا دانش آموزان بتوانند مسائل و موضوعات را از روي تجربه بشناسند.نمايش خلاق موجب رشد شخصيت ، پرورش عزت نفس مي شود و كودكان ياد مي گيرند كه چگونه كار گروهي كنند .آنها به نقش آفريني پرداخته و تخيل خود را بكار مي گيرند.
همچنين مي توانيم به تئاتر كودكان و نمايش كلاسي اشاره كنيم و متاسفانه در مدارس ما خبري از فعاليت هاي متنوع هنري نيست و به همین خاطر نتايج آموزشی حاصله تاثیر کمی در رشد خلاقیت کودکان خواهد داشت .
براي برطرف كردن اين نقاط ضعف مي توانيم روش ها ي ديگري را مورد بررسي قرار دهيم براي مثال مي توان به طراحي گردشگاههاي هنري پرداخت تا در آنجا كودكان در كنار والدين و مربيان كارآزموده هنر را درآغوش بگيرند.
اين گردشگاههاي هنري را مي توان بطور مشترك با همكاري شهرداريها،متوليان آموزش هنر و سازمان هاي غيردولتي علاقمند بر پا نمود .در اين مكان ها كودكان قادر خواهند بود خاك بازي كنند ، با گل چيزهاي مختلف خلق كنند ، رنگ آميزي كنند ، در نمايش هاي خلاق شركت كنند،آهنگ ها ي شادي بخش تولید کنند ، در فضاهاي سرسبز و زيبا گردش كنند و و با ديگر كودكان بازي كنند و از ديدن آثار ايجاد شده يكديگر لذت ببرند ، آنچنان كه قادر باشند در لحظاتي شيرين ذهن خود را به پرواز درآورده و با تجربه اندوزي به افكار جديد برسند و اين خاطره خوش را تا آخر زندگي با خود به همراه داشته باشند . در این مکان ها می توانند با مربيان علاقمند و دوستدار هنر بحث و گفت و گو كنند و با خريداري كتاب هاي جذاب ،هنر را به منزل خود ببرند .در همين اتفاقات است كه ممكن است جرقه خلاقيت در ذهن كودكان رخ داده و زمينه هاي يك تحول در وجودشان شكل بگيرد .اگر ما نمي توانيم از طريق مدارس خود هنر را به معناي واقعي آن به كودكان خود آموزش دهيم ضروري است كه با ايجاد چنين گردش گاههايي كه در بيرون شهرها مي توان ايجاد كرد ، فرصت دوستي ميان هنر و كودكان را پديد آوريم . در اين مكان ها هنرمندان و صاحبنظران با كودكان و والدين آنها پيوند مي خورند و نتايج آن رشد فرهنگ در كشور خواهد بود و چه بسا آثاري خلق شود كه باعث جذب گردشگران داخلي و خارجي به سوي اين مكان هاي شگفت انگيز شود و دور از ذهن نخواهدبود كه آثار كودكان بار ديگر بتواند بر روي هنرمندان تاثير گذار باشد و شاهد ظهور سبك هاي جديدي از هنر باشيم.
اين گفته انشتين را بخاطر داشته باشيم كه بيان داشت” نظريه نسبيت نمي توانسته در دوران بزرگسالي من شكل گرفته باشد،زيرا آدمي در بزرگسالي فرصتي براي انديشيدن به فضا و زمان ندارد، اينها چيزهايي است كه وقتي كودك بودم به آنها فكر كرده ام ”
امروزه كافي است گشتي در اينترنت بزنيم تا دريابيم كه در كشورهاي توسعه يافته سايت هاي فراواني راه اندازي شده است كه علاوه بر ارائه مطالب آموزشي براي معلمان ،والدين و دانش آموزان ، خود كودكان نيز به انتشار ديدگاههاي خود در مورد هنر پرداخته اند و ضروري است كه اين گونه اقدامات از طرف متوليان امور هنري عملي شود.[5]

[1]  – شاكونتالا دوي 1379« چگونه از فرزند خود يك نابغه بسازيم» – نوبت چاپ : دوم ترجمه:زهره زاهدي .ناشر: انتشارات جيحون .تيراژ :3300

[2]  – سید حسین امیرجهانی – مقاله “جستاري در مفهوم هنر و عناصر تركيبي آن

[3]  –  حميد ميرزاآقايي – 19 آذر 1381-مقاله “ديدار از موزه ها يك فرصت آموزشي است ” روزنامه اعتماد-
[4] – سید رضی موسوی گیلانی -” جایگاه اثر هنری در روش شناسي گادامر”

[5]  – ارنست ديمنه -ترجمه : محمد رفيعي مهرآبادي كتاب ” هنر فكركردن ” – 1385 نشر سفیر