زمان زیادی نیست كه كلمات كارآفرین و كارآفرینی در رسانه‌های مختلف تكرار می‌شود و هر كس به سلیقه خود از این واژه جدید برای اشاره به مدیران، افراد موفق،‌سرمایه‌داران،‌سرمایه‌گذاران،‌صادركنندگان، دلال‌ها و تاجران استفاده می‌كند. هرچند هر كدام از این افراد ممكن است كارآفرین باشند ولی هیچكدام مصداق كاملی برای این مفهوم نیستند.
به راستی كار‌آفرین كیست؟ آیا كارآفرینان ویژگیهای متمایزی از دیگر بازیگران صحنه اقتصاد دارند؟ نگاهی به مسیر حركت فعالیت‌های كارآفرینان،‌مبدأ و منشأ و حركت و انرژی كه در طول مسیر آنان را تغذیه می‌نماید در تصویری اجمالی از شخصیت كارآفرین ارائه شده است.
چه چیز باعث می‌شود كه نشاط حركت به لختی و سكون غلبه كند؟ آرزوی آن چیزی كه امروز نیست ولی فردا می‌تواند باشد، اولین چیزی است كه جمود كارآفرین را در هم می‌شكند. یعنی كارآفرین آرزومند است.آن چه جهت و مسیر كارآفرین را برای رسیدن به آرزوهایش تعیین می‌كند از درون او برمی‌خیزد. عزم او برای حركت یا توقف و اقدام یا عدم اقدام، چیزی نیست كه مولود شرایط،‌محیط یا اطرافیان باشد. یعنی كارآفرین كنترل درونی دارد.
او برای اینكه بتواند درست آن چه را كه می‌اندیشد عینیت بخشد و عزم خود را عملی كند باید رئیس و كار‌فرمای خود باشد. یعنی‌كار‌آفرین نیاز به استقلال دارد.وقتی كه خلاقیت از ذهن به عمل منتقل می‌شود، نو‌آوری صورت می‌گیرد. نو‌آوری یعنی پیمودن راه نارفته، كسی كه اولین بار راهی را می‌پیماید،‌اولین كسی است كه می‌تواند خبر مخاطرات راه را برای دیگران بیاورد. یعنی كارآفرین خطرپذیر است.

او به جای آن كه منتظر ضمانت یك پایان موفق بماند، به فكر و تلاش خود تكیه می‌زند، به مشكلات حمله می‌كند و پیش می‌رود. یعنی كار‌آفرین منفعل نیست و برای استقبال از آینده روحیه‌ای تهاجمی دارد.

ذهن پویای او مرزهای از پیش تعیین‌شده و قالب‌های رایج را درهم می‌شكند و با وجودی كه همان چیزی را می‌بیند كه دیگران ‌بینند،‌اما چیزی را می‌اندیشد كه دیگران نمی‌اندیشند. یعنی‌كارآفرین خلاق است.

به استقبال فردا رفتن، آخر ماجرا نیست. كسی كه آگاهانه و پیشاپیش خود را در میدان مواجهه با مسائل می‌اندازد، باید توان سخت كار‌كردن در شرایط پرتنش را هم داشته باشد. یعنی كار‌آفرین با وجود فشار زیاد ، ‌كارآیی خود را حفظ می‌كند.

لحظه ‌تصمیم آغاز،‌تنها زمانی نیست كه او با ریسك مخاطره مواجه می‌شود. ابهام یك پایان نامعلوم، برهر قدم این راه سایه می‌اندازد. یعنی كار‌آفرین قدرت تحمل ابهام دارد.

باید گفت که تعریف مجموعه‌ای از صفات كه كارآفرین ایده‌آل را به تصویر كشد ، امكان‌پذیر نیست و از طرفی هر کارآفرینی تمام ویژگیهای ذکر شده در ادبیات را ندارد. برخی دیگر از ویژگیهایی که محققین بسیاری آنها را به عنوان ویژگیهای کارآفرین برشمرده‌اند عبارتند از:
آینده‌نگربودن و داشتن چشم انداز : چشم‌انداز برای شخص كار‌آفرین كاملاً شفاف و خالی از هرگونه ابهام بوده و لذا قابل انتقال به دیگران می‌باشد. داشتن چنین چشم‌اندازی به كارآفرین كمك می‌كند تا حركتی مستمر و بدون سردرگمی و مستقیم به سمت هدف داشته باشد. علاوه بر این چشم‌انداز قابل انتقال دیگران را نیز در طی مسیر همراه و مددیار او می‌نماید.
مصمم بودن : عزم راسخ كارآفرینان یكی دیگر از ویژگیهای بارز آنهاست كه انرژی و تعهد لازم برای كسب موفقیت را ایجاد می‌كند. كار‌آفرینان مصمم از ایده‌های جدید و فرصت‌ها و پیشنهادات شغلی دیگر چشم‌پوشی كرده و در مقابل به كاری كه برای خود برگزیده‌اند پایبند می‌ماند. این قطعیت كارآفرین را در طی فرایند راه‌اندازی از هر گونه شك و تردید و دودلی مصون نگاه می‌دارد تا حدی كه مخالفت نزدیكان و آشنایان نیز نمی‌تواند در اراده آنان خللی وارد نموده بلكه دودلی دیگران نیز تحت تأثیر این قطعیت برطرف می‌شود.

انگیزش: نیاز خود شكوفایی یكی از مهمترین انگیزه‌های كار آفرینان در محقق كردن چشم‌انداز خود است. نتیجه این نیاز قوی این است كه در مسیر حركت به سوی هدف،‌هرچیز دیگری از اولویت پایین برخوردار می‌گردد. در روابط شخصی،‌علایق خارج از این چشم‌انداز و یا پروژه‌های باسود مالی زیاد،‌همه از مواردی هستند كه در مقایسه با هدف، اولویت پایین‌تری خواهند داشت. البته سود مالی بندرت انگیزه كار‌آفرینان قرار می‌گیرد چرا كه پول به تنهایی نمی‌تواند انگیزه‌انجام تمام زحماتی باشد كه در شروع یك فعالیت كار آفرینانه لازم است، هرچند كه معیار خوبی برای اندازه‌گیری موفقیت فعالیت كارآفرینان است.

تمركز: برای اینكه كارآفرین از انجام موفقیت‌آمیز تمام طرح و برنامه‌ها و جزئیات كار مطمئن باشد، لازم است كه همانند یك فوتبالیست خوب كه لحظه‌ای چشم از توپ بر‌نمی‌دارد در تمام لحظات با تمركز برچشم‌انداز، همه انرژی، وقت و سایر منابع را حول این هدف مصروف نماید.
وقف و از خودگذشتگی: كار‌آفرینان همه زندگی خود را وقف كار نموده‌اند. بسیار سخت كوش هستند و پشتكار آنان مثال زدنی است در حقیقت آنان از كار در راستای هدف خود لذت می‌برند. داشتن چشم‌انداز روشن و تركیب آن با خوش بینی و ریسك‌پذیری كارآفرینان، سخت‌كوشی وتعلق خاطر به كار را در آنان پدید می‌آورد.

تعاریف و نظریات مختلفی در مورد کارآفرینان شده که برخی از آنها عبارتند از :
ـ كارآفرین‌كسی‌است‌كه‌فرصتی‌را كشف‌و برای‌پیگیری‌و تحقق‌آن‌، سازمان‌مناسبی‌را ب نا ‌می‌كند.
ـ كارآفرین‌كسی‌است‌كه‌عمدتاً به‌منظور كسب‌سود و رشد، كسب‌و كاری‌را تاسیس‌و اداره‌می‌كند كه‌مشخصات‌اصلی‌آن‌نوآوری‌و مدیریت‌استراتژیك‌است‌.

ـ كارآفرین‌كسی‌است‌كه‌سیاستگذاری‌كسب‌و كار با اوست‌و به‌حساب‌خود ریسك‌مالی‌آن‌را به‌عهده‌می‌گیرد.  كارآفرین‌كسی‌است‌كه‌فرصتهای‌بازار را درك‌و جهت‌استفاده‌از آن‌فرصتها، سرمایه‌و دارایی‌لازم‌رافراهم‌می‌سازد.

ـ كارآفرین‌فردی‌است‌كه‌تقاضا را پیش‌بینی‌می‌كند و خطر ناشی‌از نوسانات‌آن‌را به‌عهده‌می‌گیرد، درفراآیند تولید عامل‌سازماندهی‌و مسوول‌تصمیماتی‌است‌از این‌قبیل‌: چه‌تولید شود ـ چقدر تولید شود ـ باچه‌روشی‌تولید شود.

ـ كارآفرین‌كسی‌است‌كه‌فرصتها را تشخیص‌می‌دهد، منابع‌مورد نیاز را جمع‌آوری‌می‌كند، طراحی‌واجرای‌نقشه‌ای‌عملی‌را به‌عهده‌می‌گیرد، نتایج‌بدست‌آمده‌را به‌موقع‌و با روش‌منعطف‌جمع‌آوری‌می‌كند.

ـ كارآفرین‌كسی‌است‌كه‌توانایی‌آن‌را دارد كه‌فرصتهای‌كسب‌و كار را ببیند و آنها را ارزیابی‌كند، منابع‌لازم‌را جمع‌آوری‌و از آنها بهره‌برداری‌نماید، و سپس‌عملیات‌مناسبی‌را برای‌رسیدن‌به‌موفقیت‌پی‌ریزی‌نماید.

ـ كارآفرین‌كسی‌است‌كه‌تولید را سازماندهی‌می‌كند.

ـ كارآفرین‌كسی‌است‌كه‌شركتی‌را تاسیس‌یا قسمتی‌از كار را كه‌باید انجام‌شود، مرتب‌می‌كند و به‌امیدكسب‌سود، ریسكهای‌كسب‌و كار را می‌پذیرد.

ـ كارآفرین‌كارفرمایی‌است‌كه‌ریسك‌و مدیریت‌كسب‌و كاری‌را به‌عهده‌می‌گیرد.
ـ كارآفرین‌كسی‌است‌كه‌تركیب‌جدیدی‌از وسائل‌تولید و اعتبار بنگاه‌اقتصادی‌را به‌عهده‌می‌گیرد.
ـ كارآفرین‌كسی‌است‌كه‌با معرفی‌محصولات‌و خدمات‌جدید، ایجاد شكلهای‌جدیدی‌از سازمان‌، یابهره‌برداری‌از مواد اولیة‌جدید، نظر یا موضع‌اقتصادی‌موجود را به‌هم‌می‌ریزد.
یك‌كارآفرین‌به‌منظور تحقق‌ایده‌اش‌عوامل‌مورد نیاز مانند: زمین‌، نیروی‌كار، مواد مصرفی‌و سرمایه‌را فراهم‌آورده‌و بااستفاده‌از قدرت‌تصمیم‌گیری‌، مهارتها و استعدادهای‌فردی‌اش‌در طراحی‌، سازماندهی‌، راه‌اندازی‌و مدیریت‌واحد جدید، ایده‌اش‌را تحقق‌می‌سازد و از این‌راه‌به کسب‌درآمدمی‌پردازد. همچنین‌در این‌راه‌یك‌عدم‌موفقیت‌را به‌دلیل‌فعالیت‌درمحیط‌غیر قابل‌كنترل‌و مبهم‌و باموانع‌پیش‌بینی‌نشده‌می‌پذیرد. ازنظر علم‌اقتصاد، كارآفرین‌فردی‌است‌كه‌با صرف‌زمان‌و انرژی‌لازم‌،منابع‌، نیروی‌كار، مواد اولیه‌و سایردارائیها را به‌گونه‌ای‌هماهنگ‌می‌سازد كه‌ارزش‌آنها و یا محصولات‌حاصل‌از آنها نسبت‌به‌حالت‌اولیه‌اش‌افزایش‌یابد (ایجاد ارزش‌افزوده‌كند).
‌كارآفرین‌سرمایه‌دارنیست‌ولی‌قادر است‌از سرمایه‌های‌راكد به‌خوبی‌استفاده‌كند. همچنین‌او ممکن است مخترع‌، عالم‌، متخصص‌و هنرمند نباشد، ‌ولی‌توان‌بهره‌برداری‌مناسب‌از علم‌، تخصص‌و هنر دیگران‌را دارد تعاریفی‌كه‌از كارآفرینی‌ارائه‌شد ه ، مبین‌آن‌است‌كه‌، كارآفرین‌منتظر سرمایه‌گذاری‌و ایجاد شغل‌ازطرف‌دولت و دیگران ‌نیست‌. او خود با شناخت‌صحیح‌از فرصتها و استفاده‌ازسرمایه‌های‌راكد، امكاناتی‌را فراهم‌نموده‌و با سازماندهی‌و مدیریت‌مناسب‌منابع‌، ایدة‌خویش‌را عملی‌می‌نماید. او تنها خودش‌شاغل‌نمی‌شود، بلكه‌بدون‌اتكاء به‌دولت‌،در بخش‌غیردولتی‌برای‌تعداددیگری‌نیز شغل‌می‌آفریند و علاوه‌برآن‌نقش‌مهمی‌در تولید و«اشتغال‌مولد» دارد. این‌امر سبب‌كاهش‌نرخ‌بیكاری‌بدون‌نیاز به‌سرمایه‌گذاری‌دولت‌برای‌ایجاد اشتغال‌می‌گردد. البته‌دولت‌می‌تواند با ارائه‌تسهیلات‌و پیگیری‌سیاستهای‌مناسب‌، حركت‌كارآفرینان‌را شدت‌و شتاب‌بخشد. هر كارآفرین‌بالقوه‌یا بالفعل‌، به‌یك‌نسبت‌از این‌ویژگیها و قابلیتها برخوردار نیست‌. لذاكارآفرینان‌طیف‌متنوعی‌را شامل‌می‌شوند كه‌همین ‌باعث‌تنوع‌در تعریف‌كارآفرینی‌و كارآفرین‌شده‌است‌.

دسته بندی : کارآفرینی