در اقتصاد رقابتي جهان امروز كه با تغيير و تحولات پرشتاب محيط بين‌المللي، گذر از جامعه صنعتي به جامعه اطّلاعاتي و دگرگوني اقتصاد ملي به اقتصاد جهاني همراه است، كارآفريني را به مثابه «موتور توسعه اقتصادي» به كار گرفته‌اند، زيرا مي‌تواند در رشد و توسعه اقتصادي كشورها كه سبب افزايش بهره‌وري، ايجاد اشتغال و رفاه اجتماعي خواهد شد، نقش مهمي داشته باشد.

در گذشته کارآفرینی مبتنی بر منابع مادی و تجربه بود. اما از اوایل دهه 1990 پدیده های نوآوری مبتنی بر دانش، کارآفرینی مبتنی بر دانش و اقتصاد مبتنی بر دانش در تعامل با یکدیگر رشد و توسعه پیدا کرده­اند. در واقع علت اصلی ظهور اقتصاد مبتنی بر دانش، پیدایش نوآوری و کارآفرینی مبتنی بر دانش بوده است. تجربه­های آموزش کارآفرینی در برخی کشورها بدون در نظر گرفتن فرهنگ و مذهب خاص، نشان می­دهد با آموزش کارآفرینی می توان کارآفرین تربیت کرد و با پژوهش می توان کارآفرینی کرد(طالبی و زارع یکتا، 1387).

لذا آموزش و ترويج صحيح كارآفريني در حال حاضر يكي از ضرورتهاي شكوفايي اقتصادي كشورها شناخته شده است. بررسي تجربيات و روندهاي طي شده توسط ساير كشورها نشان مي‌دهد همزمان با افزايش آموزش كارآفريني، تعداد شركتهاي كوچك و متوسط در آنها افزايش يافته و رشد و شكوفايي اقتصادي و مهمتر از آن نيروي انساني آن كشور را موجب شده است.

از طرفی کشاورزی کلیدی ترین بخش در هر اقتصادی به شمار می­آید. در حقیقت، سایر بخشهای اقتصادی به تدریج و با توجه به نیازهای بخش کشاورزی به وجود آمده اند. با اینکه پس از انقلاب صنعتی، بخش صنعت از اهمیت نسبی بیشتری در تولید برخوردار گردید، اما امروزه همچنان از بخش کشاورزی به عنوان محور رشد و توسعه اقتصادی نام می برند. درجه کاربردی بالای بخش کشاورزی در مقایسه با دیگر بخشها و امکان کسب درآمد ارزی از طریق صادرات و همچنین صرفه جویی در مصارف ارزی در خصوص کاهش واردات محصولات کشاورزی از طریق افزایش تولیدات داخلی، راهبردی بودن برخی از محصولات این بخش و فراهم آوری برخی داده های مورد نیاز برای بخش های صنعت و خدمات از جمله دلایل اهمیت بخش کشاورزی در اقتصاد ملی است (اسفندیاری و ترحمی، 1388).

بخش کشاورزی یکی از بخشهای اصلی فعالیتهای اقتصادی در کشور است که به رغم مزیتهای نسبی اقتصادی چشمگیر آن، از حیث توسعه اشتغال معمولا بخشی فروکاهنده و دارای محدودیتهای جدی ارزیابی می شود. در بخش صنعت به دلیل ویژگی­های خاص آن و فراهم بودن زیرساختهای مناسبتر، ایفای نقش کارآفرینی با سهولت بیشتری صورت می گیرد. مواردی همچون سازمان یافتگی فعالیتها در قالب کارگاهها و کارخانه­ها و شرکتها، مخاطره پذیری به نسبت کمتر تولیدات صنعتی، پیش بینی پذیرتر بودن رفتار مصرف­کنندگان کالاهای صنعتی، وجود تعریفهای مشخص از روابط کار، استفاده از فناوریهای پیشرفته، تمرکز فعالیتها در مناطق خاص و بسیاری از عوامل دیگر از جمله ی مواردی است که به جذب آسانتر و سریعتر سرمایه های داخلی و خارجی در بخش صنعت منجر می شود و امکان شکل گیری و رشد فرصتهای نوین اشتغال را بیشتر فراهم می کند. ولی در بخش کشاورزی به دلیل برخورداری آن از ویژگیهای عکس صنعت، روند کارآفرینی با دشواری و کندی بیشتری پیش می رود. بویژه آنکه در برخی مناطق کشور، که به دلیل شرایط طبیعی و اقلیمی و کیفیت نامطلوب منابع، محدودیتهای بیشتری بر فرآیند تولید کشاورزی تحمیل می­شود، در وضعیت طبیعی، سطح بالقوه مساعد برای توسعه کارآفرینی از متوسط عمومی کشور نیز پایینتر است. با این حال و به رغم آنکه بخش های مهمی از کشور به لحاظ اقلیمی و آب و هوایی تناسب چندانی با الزامات توسعه کشاورزی ندارد اما محدودیتهای خاص توسعه صنعتی در شرایط موجود کشور رجوع به بخش کشاورزی را به منظور حل موقتی­بحران اشتغال اجتناب ناپذیر ساخته است(زاهدی مازندرانی، 1383).

بنابراین کارآفرینی و بخش کشاورزی دو موضوعی می باشند که مستقیما بر اشتغال تاثیر می گذارند و نیاز به توجه بیشتری در شرایط بحران اشتغال در کشور دارند. کارآفرینی به این جهت که مقوله ای جدید در کشور می باشد و در سال های اخیر مورد توجه قرار گرفته و بخش کشاورزی نیز بدین لحاظ که پتانسیل بالقوه ای در ایجاد اشتغال و جذب جوانان در خود دارد. آنچه می تواند حلقه ارتباط اثر بخش بین بخش کشاورزی و کارآفرینی باشد، آموزش است.

آموزش کارآفرینی می تواند یکی از موثرترین شیوه ها برای تسهیل انتقال جمیت فارغ التحصیلان به بازار کار باشد. مطالعات در اروپا نشان داده است که چنین آموزش هایی توانسته است افراد را مسئولیت پذیرتر به بار آورد و آنها را تبدیل به کارآفرین یا حتی متفکران حوزه کارآفرینی کند و به طور موفقیت آمیزی در چالش های کسب  و کار، موفق و خطر پذیر نماید. در نتیجه نرخ بیکاری و شکست کسب و کارها کمتر شده است (Urbano .etal ,2008).

دسته بندی : کارآفرینی