کارآفرینی  به پشتوانه  خانواده

بچه های بزرگ هر خانواده کارنامه عملکرد آن هستند.شرایط محیطی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی که خانواده برای فرزندانش فراهم می کند ، هنگامی بخوبی آشکار می شود که آنها شاغل شوند. نخستین شغل ، نقطه آغاز استقلال فرد از خانواده است و فرزندان تا پیش از این مجبورند به طور مستقیم یا غیر مستقیم تحت پوشش خانواده باشند. خانواده به عنوان کوچکترین ساختار اجتماعی از مشکلات اجتماع متاثر است .از همین روست که اشتغال نیز یکی از مهمترین دغد غه های خانواده هاست . این موضوع در خانواده هایی که فرزندان حاضر نیستند به شغل خانوادگی که تامین کننده مخارج خانواده است بپردازند یا این امکان برایشان وجود ندارد ، بروز می کند.استخدام توسط یک کارفرمای دولتی یا غیردولتی راهی ست که مسیر اکثر فرزندان خانواده به آن ختم می شود. در مقابل عده کمتری هستند که به شروع یک شغل جدید تن می دهند. کار آفرینی که آغاز یک شغل تولیدی یا خدماتی جدید تعریف می شود،به عوامل متعددی وابسته است.اکثر کارآفرینی هایی که توسط جوانان صورت می گیرد ،ارتباط مستقیمی با دارا بودن سرمایه اولیه که اغلب خانواده ها آن را در اختیار جوانان قرار می دهند دارد.البته شرایط دیگری همچون تامین این بودجه توسط خود جوان وجود دارد که نشان دهنده آمادگی روحی این افراد برای آغاز شغلی ست که باید همه مشکلات و مسائل و البته مزایای آن را قبول کنند. در کنار نقش خانواده در ایجاد روحیه کارآفرینی جوانان،آموزش های کار آفرینی که به گفته کارشناسان باید به ده درصد افراد جامعه داده شود نیز در گرایش افراد به کار آفرینی و موفقیت آنها در این کار سهم دارد. خانواده به عنوان انتقال دهنده جبهه ای از اصطلاحات،آئین ها و رفتارهای اجتمایی می تواند نقش ثمربخش خود را جهت آشنایی با مفاهیمی مثل :«توفیق طلبی»،«استقلال طلبی»و«خطر پذیری» در عرصه فعالیت اقتصادی و همسازی با واقعیت های کاری در جامعه ،به فرزندان خود آموزش دهد. بهرام باقری -کارشناس ارشد جامعه شناسی- معتقد است،وقتی پدر یا مادر همچون الگویی تلاشگر و موثر در عرصه کار و تولید در جامعه ظاهر شوند،کارکردهای ناشی از فعالیت های مثبت آنها فرزند را به سمت و سویی ترغیب می کند تا ذهن خود را بصورتی منسجم ثمربخش به ادامه شغل والدین یا حرفه ای جدید تر سوق دهد. برای چنین فردی دستیابی به منابع اقتصادی ناشی از کار و فعالیت های جدید،ارزش تلقی می شود.چنین طرز تلقی از دنیای پیرامون،ذهن فرد را نسبت به خلق ایده ای نو و استقلال اقتصادی و کسب موفقیت ،دگرگون می سازد. در این مرحله نوجوان یا جوان ایده کاری خود را با خانواده در میان می گذارد و چه بسا بتواند از تجربیات و رهنمودهای والدین و احتمالا حمایت های مالی و اجتمائی آنها بهره مند شود. بر اساس تحقیقات این پژوهشگر اجتمائی، میزان تحصیلات ،نوع شغل والدین،ساخت خانواده،روابط خانوادگی (خصوصا رابطه والدین با فرزندان)،درآمد خانواده و میزان برخورداری از امکانات رفاهی در شکل گیری «فرهنگ کار» در خانواده می تواند تاثیر داشته باشد.انسان های متفاوت ،توانمندی های متفاوتی دارند که که اگر از همان دوران نوجوانی در مسیر مشخص هدایت شوند،می توانند با خلق ایده های جدید خود،تغییر در روند تولید و بالطبع تغییر در فرآیند تکنولوژی را آسان تر کنند. ایران از پله های آغازین بالا می رود بر اساس پژوهش های انجام شده در آمریکا، ۹۹ درصد کسب و کارهای این کشور ،کسب و کار کوچک با کمتر از صد نفر در هر کسب و کار و اکثر کسب و کار ها توسط مالکان آنها اداره می شود.این در حالی ست که کسب و کارهای جدِد و کوچک در اقتصاد نوپا و اقتصادهای تحول آسای آمریکا نقش مهمی دارند و نقش آنها در ایجاد شغل های جدید ۸۰ درصد و در نوآوری تکنولوژی های برتر ۳۸ درصد است، اما در ایران وضع به گونه دیگری ست.طی یک دهه از اجرای برنامه SIYB در طول یک دهه بیش از ۱۰۰ هزار نفر از کشورهای مختلف جهان را تحت آموزشهای کار آفرینی قرار داده است.درایران نیز با استفاده از الگوی SIYB و شرایط کشور ما،«ستاد آموزش کار آفرینی ایران» (SAKA) به وجود آمده است.همچنین طرح آموزش کار آفرینی را در سال ۱۳۶۷ از سوی موسسه کار و تامین اجتمائی با استفاده از منابع بین المللی کار (ILO)ارائه و همزمان با تدوین نظام جدید آموزشی ،در سال ۱۳۶۸ «کارآفرینی» به عنوان یکی از دروس رشته کار و دانش پیشنهاد شد. سال گذشته بود که رسانه ها از اجرای طرح توسعه کارآفرینی در دانشگاه های کشور (کاراد) خبردادند.آنها در توضیح جزئیات این طرح نوشتند:«مبانی کارآفرینی می تواند به عنوان واحدهای عمومی کارآفرینی (به صورت دروس اختیاری یا طی سمینارها و کارگاه های آموزشی)به دانشجویان و علاقه مندان آموزش داده شود و مهارت ها می بایست به طور اختصاصی در اختیار افراد کارآفرین قرار گیرد.این گونه آموزش ها می تواند در انکوباتورها، موسسات آموزشی دولتی (نظیر دانشگاه ها)و خصوصی صورت گیرد.» برنامه ای که سایر کشور ها بر اساس آن رفتار کرده اند،الگوی کار این برنامه ریزان شده بود؛چنان که آنها اشاره می کردند که در برخی کشور ها نظیر اندونزی برای ایجاد یک پایه و پیوند قوی در توسعه مفهوم کارآفرینی بین استاد و دانشجو ترتیبی داده شده که گروهی از استادان مسئول تلفیق مواد درسی هستند تا ارتباط بین کارآفرینی و دیگر دروس برقرار و پیوستگی آنها رعایت شود. به این ترتیب یک پایه و پیوند در توسعه مفهوم کارآفرینی بین استاد و دانشجو ایجاد و روحیه کارآفرینی در تمامی دروس دانشگاهی ادغام می شود.در دانشگاه های کشور اندونزی،هفت فعالیت به ترتیب ذیل صورت گرفته تا از بین فارغ التحصیلان دانشگاهی،کارآفرینان ماهر شناخته شوند: 1-ارائه دروس در زمینه کارآفرینی 2-کارورزی در زمینه کارآفرینی 3-انجام کارهای عملی یا کارآموزی 4-مطالعه فردی به انتخاب دانشجو 5-مشاوره شغلی و کاریابی 6-انکوباتور ویژه کارآفرینان 7-تلفیق برنامه های درسی یک سال زمان زیادی برای ارزیابی و قضاوت درباره عملکرد و کارایی این برنامه نیست ؛ باید هنوز منتظر ماند. خانواده، بی خبر از نقش سیستماتیک خود خانواده بر خلاف آنچه تصور می کند،نباید نقش خود را در انتخاب شغل فرزندان به توصیه های کلامی و تجربیاتی که به فرزندان خود می دهد محدود کند.این نهاد اجتمائی نقش بسیار مهمی دارد که در اغلب موارد خود نیز از آن غافل می ماند. بهرام باقری،در مقاله ای مراحل توسعه آفرینی توسط خانواده را چنین تشریح می کند: 1-مراحل نهادینه کردن «فرهنگ کارآفرینی» :خانواده به عنوان انتقال دهنده جبهه ای از اصطلاحات، آئین ها و رفتار های اجتمائی می تواند نقش ثمربخش خود را جهت آشنایی با مفاهِمی مثل : «توفیق طلبی»،«استقلال طلبی» و «خطر پذیری» در عرصه فعالیت اقتصادی و همسازی با فعالیت های کاری در جامعه،به اعضای خود ارزانی دارد. نوع نگرش والدین به دنیای پیرامون خود و چگونگی تجسم ارزش های اجتمایی برای فرزندان، در شکل گیری آینده آنها می تواند راه را برای دستیابی به اقتصاد سالم هموار سازد.مثلا چنانچه کسب موفقیت در جهت خلق ثروت و ایجاد فرصتهای شغلی جدید به عنوان بخشی از ارزش های مورد نظر والدین برای فرزند به تصویر کشیده شود،نوجوان ذهن خود را برای رسیدن به چنین موقعیتی آماده می سازد و به دنبال راه های دستیابی به چنین موقعیتی ست.او موقعیت های متفاوت را با هم مقایسه می کند،شبیه سازی ذهنی انجام می دهد،به پرس و جو می پردازد و گاهی اوقات در نشریات،کتب،محیط مدرسه و حتی مجالس سخنرانی پرسش های ذهنی خود را دنبال می کند.آنگاه،فرد با آگاهی از کار و تلاش آماده است بخش بزرگی از خواسته ها ،آرمان ها و ارزش های مورد نظر خانواده خود را به محک تجربه بگذارد. 2-تعیین مسیر شغلی:فضای درون خانواده،خصوصا رهنمودهای والدین به فرزندان،این امکان را به آنها می دهدتا با گسستن از عادات و معتقدات پیشین خود یا سایر افراد خانواده ،رفتار جدیدی مورد کندوکاو قرار داده و خود را با نظم اجتمایی نوین هماهنگ سازند؛ به شکلی که بتواند بر فراز خواسته ها و آرزوهای ذهنی خود و منطبق بر نظام های مدرن پر و بال بزنند و نفوذ و سلطه اندیشه و روش های سنتی در رفتارهای آتی خود بکاهند. در ادامه چنین روندی ،نقش آفرینی فرزند در درون خانواده معطوف به فرآیندهای تولید و خلق ارزش در خانواده خواهد شد.در این ارتباط ،والدین با شناخت توانمندی های بالقوه فرزندان خود و هدایت آنها در مسیر شغلی ،نقش مهمی در شناسایی و پرورش افراد خلاق و کارآفرین در جامعه ایفا می کنند. 3-راه اندازی و اداره کسب و کار اقتصادی:در این مرحله،فرد با ارزیابی مشاغل متناسب با خواسته های خود و خانواده ،به خلق ایده در زمینه کار و فعالیت می پردازد؛چارچوب فکری خود را در قالب طرح کسب و کار به جامعه عرضه می کند،سپس با مدیریت خود فعالیت اقتصادی را آغاز می کند.اینجا والدین ا با استفاده ازتجارب خود می توانند فرزندانشان راجهت اداره کسب و کار یاری کنند.هر چند ممکن است این نیاز صرفا متوجه حمایت های مالی آنها نباشد. اکنون تعداد جوانانی که روحیه کارآفرینی دارند و قدم در این راه نیز می گذارندکم نیست،ولی باید دید در میان آنها چند نفر به موفقیت دست می یابند.هر چند آماری در این خصوص وجود ندارد ،ولی محققان اجتمایی از تعداد زیاد افراد شکست خورده در این راه خبر می دهند.اینجاست که باز هم نقش آموزش های کارآفرینی که هنوز در کشور ما نوپاست،پررنگ تر می شود.

” کارآفرینی ” درسی است که قرار است دانشجویان را کارآفرین کند! اما به نظر می رسد مساله قدری پیچیده تر از اینهاست و باید در مورد این درس و شرح آن ، تجدید نظری جدی انجام شود. به عنوان مثال این درس در تمامی رشته ها با شرح درس یکسان تعریف شده است ، حال آنکه کارآفرین بودن در هر رشته ای با رشته دیگر متفاوت است و نمی توان با یک رویکرد کلی و عمومی، به کارآفرینی نگاه کرد؛ بلکه باید این درس را به صورت اختصاصی در هر رشته ای تعریف کرد و با توجه به نیازها و ضرورت های همان رشته ، کارآفرینی در آن رشته را توضیح داد.این رویکرد تخصصی می تواند نگرانیهای دانشجویان را درباره شغل آینده شان کمتر کند و آنها را برای رسیدن به حرفه ای مرتبط با رشته شان به خوبی راهنمایی کند. هرچند کلیت کارآفرینی هم باید در بافت جامعه تعریف شود تا این نگاه کلی و جزیی ، همدیگر را کامل کنند و نتیجه مطلوب حاصل شود.برای رسیدن به این کلیت ، شاید بهتر باشد از تعاریف شروع کنیم.

دسته بندی : کارآفرینی