2-1- کارآفرینی
در عصر دانایی، تربیت کارآفرین راهی است که بسیاری از کشورها برای طی کردن مراحل توسعه یافتگی، ناگریز به انجام آن هستند. در ایران نیز شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور به گونه ای است که لزوم توجه به حل مشکلات و تنگناها در حال و آینده را طلب می کند. ترکیب جوان جمعیتی کشور ضرورت ایجاد فرصتهای شغلی و نیز روند مستمر کاهش نفت در اقتصاد کشور سه عامل عمده ای است که موجب می شود سیاستگذاران کلان کشور به منبع قابل اتکایی به جز نفت بیندیشند و بدون شک آن منبع به جز کارآفرینی و مولفه های آن، چیز دیگری نخواهد بود(کردنائیج و همکاران، 1383).
طبق تحقیقات به عمل آمده، کارآفرینی فرآیندی پویا و مستمر است. درست است که افراد با ویژگی ها و خصوصیاتی ذاتی متولد می شوند اما اشخاص کارآفرین متولد نمی شوند بلکه از طریق تجربیات و آموزش در طول زندگی کارآفرین می شوند( کیا و نساج، 1386ب).
کارآفريني فرآيندي است که منجر به ايجاد رضايت مندي و يا تقاضاي جديد مي شود. کارآفريني عبارت است از فرآيند ايجاد ارزش از راه تشکيل مجموعه منحصربه فردي از منابع به منظور بهره گيري از فرصتها (احمدپور، 1378).
فرآيند کارآفريني، فرآيندي است که فرد کارآفرين با ايده هاي نو و خلاق و شناسايي فرصت هاي جديد به معرفي محصول يا خدمت جديدي و يا بهبود ساختار توليد، که توأم با پذيرش مخاطرات مالي، رواني و اجتماعي و دريافت منابع مالي، رضايت مندي شخصي و استقلال مي باشد، مبادرت مي¬ورزد (مشدیی، 1387).
صاحبنظران بر این عقیده اند که در شرایط کنونی اصلی ترین منبع برای تامین اشتغال پایدار و رفع واقعی بیکاری تربیت نیروی انسانی خلاق و مستعد است که با ترسیم دورنمای جدیدی از زندگی ترکیب نوینی از منابع محدود را در اختیار بگیرد چنین منبعی را در فرهنگ علوم کارآفرینی می نامند. کارآفرینی می¬تواند از طریق کشف فرصت¬ها و تغییر در محیط و فراهم آوری فرصت¬های اشتغال کمک کند (احمدپور¬داریانی و عزیزی، 1383).
آلبرتی(2004)، سه منبع مهم تقاضا برای کارآفرینی، یعنی دولتها، دانشجویان و دنیای تجارت را شناسایی کرد :
1)دولتها از طریق آموزش به اقتصاد پست فوردیست هدایت شدند که هدف آن، ایجاد فرهنگ کارآفرینی در جهت خلق مشاغل جدید است. در حقیقت، این امر ثابت شده است که بیشتر مشاغل جدید از شرکتهای کوچک و کارآفرین نشات می گیرد.
2)یانگ (1997)دو دلیل مهم برای مطالعه کارآفرینی توسط دانشجویان را مطرح کرد:
اول:آنها ممکن است بخواهند کسب و کاری را برای خود راه اندازی کنند.
دوم، آنها ممکن است بخواهند دانشی را کسب کنند تا در مشاغل آینده آنان در سازمانهای بزرگ تر مفید باشد.
3)منبع سوم با شرکتهای کوچک و بزرگ (هر دو) در ارتباط است. بنا به گفته آلبرتی از یک سو، نقص عمومی مهارتهای مدیریتی در بنگاههای کوچک و متوسط(SME) وجود دارد و از سوی دیگر، در شرکتهای بزرگتر، مدیران به توسعه ابتکارات جدید تجاری برای تضمین نوسازی مستمر نیاز دارند (شفیع¬زاده، 1388).
2-2- كارآفريني در جهان
در اوايل سده شانزدهم ميلادي كساني را كه در كار مأموريت نظامي بودند كارآفرين مي‌خواندند. پس از آن نيز براي مخاطرات ديگر نيز همين واژه با محدوديتهايي مورد استفاده قرار گرفت. از حدود سال 1700 ميلادي به بعد درباره پيمانكاران دولت كه دست‌اندركار امور عمراني بودند، از لفظ كارآفرين زياد استفاده شده است(ناصری، 1388).
كارآفريني و كارآفرين اولين بار مورد توجه اقتصاددانان قرار گرفت و همه مكاتب اقتصادي از قرن شانزدهم ميلادي تاكنون به نحوي كارآفريني را در نظريه‌هاي خود تشريح كرده‌اند. ژوزف شومپيتر با ارائه نظريه توسعه اقتصادي خود در سال 1934 كه همزمان با دوران ركود بزرگ اقتصادي بود، موجب شد تا نظر او در خصوص نقش محوري كارآفرينان در ايجاد سود، مورد توجه قرار گيرد و به همين دليل وي را «پدر نظريه كارآفريني» لقب داده‌اند. از نظر وي «كارآفرين نيروي محركه اصلي در توسعه اقتصادي است » و نقش كارآفريني عبارت است از «نوآوري يا ايجاد تركيب هاي تازه از مواد » (همان).
كارآفريني از سوي روانشناسان و جامعه‌شناسان با درك نقش كارآفرينان در اقتصاد و به منظور شناسايي ويژگيها و الگوهاي رفتاري آنها با بررسي و تحقيق در خصوص آنان نيز مورد توجه قرار گرفته است. جامعه¬شناسان، كارآفريني را به عنوان يك پديده اجتماعي در نظر گرفته و به بررسي رابطه متقابل بين كارآفرينان¬و¬ساير قسمتها¬و گروههاي جامعه پرداخته‌اند. دانشمندان مديريت هم به تشريح مديريت كارآفريني و ايجاد جو و محيط كارآفرينانه در سازمانها پرداخته‌اند(همان).
سير تاريخي مفهوم كارآفريني را مي‌توان به پنج دوره تقسيم نمود:
دوره اول قرون 15¬و 16¬ميلادي: در اين دوره به صاحبان پروژه‌هاي بزرگ كه مسئوليت اجرايي اين پروژه‌ها همانند ساخت قلعه‌ها، ‌تأسيسات نظامي و غيره، از سوي دولتهاي محلي به آنها واگذار گرديد، كارآفرين اطلاق مي‌شد، در تعاريف اين دوره، پذيرش مخاطره لحاظ نشده است.
دوره دوم ( قرن 17 ميلادي): اين دوره همزمان با شروع انقلاب صنعتي در اروپا بوده و بعد مخاطره‌پذيري به كارآفريني اضافه شد كارآفرين در اين دوره شامل افرادي همانند بازرگانان، صنعتگران و ديگر مالكان خصوصي است.
دوره سوم( قرون 18و 19 ميلادي): در اين دوره كارآفرين فردي است كه مخاطره مي‌كند و سرمايه مورد نياز خود را از طريق وام تأمين مي‌كند. بين كارآفرين و تأمين‌كننده سرمايه (سرمايه‌گذار) و مدير كسب و كار در تعاريف اين دوره تمايز وجود دارد.
دوره چهارم ( دهه‌هاي مياني قرن بيستم ميلادي): در اين دوره مفهوم نوآوري شامل خلق محصولي جديد، ايجاد نظام توزيع جديد يا ايجاد ساختار سازماني جديد به عنوان يك جزء اصلي به تعاريف كارآفريني اضافه شده است.
دوره پنجم(دوران معاصر از اواخر دهه 1970 تاكنون ): در اين دوره همزمان با موج ايجاد كسب و کار و روند كارهاي كوچك و رشد اقتصادي و نيز مشخص شدن نقش كارآفريني به عنوان تسريع‌كننده اين سازوكار، توجه زيادي به اين مفهوم شد و رويكرد چند جانبه به اين موضوع صورت گرفت. تا قبل از اين دوره اغلب توجه اقتصاددانان به كارآفريني معطوف بود، اما در اين دوره به تدريج روانشناسان، جامعه¬‌شناسان و دانشمندان و محققين علوم مديريت نيز به ابعاد مختلف كارآفريني و كارآفرينان توجه نموده‌اند.

سه موج زير تا دهه 1980، موضوع كارآفريني را به پيش برده است:
موج اول: انفجار عمومي مطالعه و تحقيق در قالب انتشار كتابهاي زندگي كارآفرينان و تاريخچه شركتهاي آنها، چگونگي ايجاد كسب و كار شخصي و شيوه‌هاي سريع پولدارشدن مي‌باشد. اين موج از اواسط دهه 1950 شروع مي‌شود.
موج دوم: اين موج كه شروع آن از دهه 1960 بوده شامل ارائه رشته‌هاي آموزش كارآفريني در حوزه‌هاي مهندسي و بازرگاني است كه در حال حاضر اين حوزه‌ها به ساير رشته‌ها نيز تسري يافته است.
موج سوم: اين موج شامل افزايش علاقمندي دولتها به تحقيقات در زمينه كارآفريني و بنگاههاي كوچك، تشويق رشد شركت‌هاي كوچك و انجام تحقيقات در خصوص نوآوري‌هاي صنعتي مي‌شود كه از اواخر دهه 1970 آغاز شده است (همان).
كشورهاي پيشرفته از دهه‌هاي قبل و برخي كشورهاي در حال توسعه در دهه‌هاي اخير، باتوجه به نقش مؤثر و مثبت كارآفرينان اقتصادي در توسعه جامعه، از اين توان براي رويارويي با مشكلاتي چون ركود، تورم و بيكاري و نبود امكان اشتغال بهره‌برداري كرده‌اند. تدوين راهبرد‌ها، سياست‌ها و برنامه‌هاي لازم براي گسترش روحيه و رفتار كارآفرينانه، آموزش و مشاوره، ايجاد فضاي مناسبتر براي فعاليت كارآفرينان در زمينه‌هاي گوناگون اقتصادي‌-اجتماعي، رفع موانع و ايجاد ارتباط و همكاري بين آنها و تسهيل دستيابي آنها به بازارهاي جهاني از جمله كارهايي است كه در سطح جهانی در اين زمينه صورت گرفته و دستاوردهاي چشمگير نيز داشته است(آق اولی و سلجوقی، 1386).
از سال 1997، با همكاري مراكز معتبر دانشگاهي در برخي كشورها، مرکز دیده بان جهانی کارآفرینی (Global Entrepreneurship Monitor) براي ارتباط بين كارآفريني و رشد اقتصادي طراحي شد، كه برخی نتایج پژوهش ها و دستاوردهاي اين مرکز را به اين شرح مي‌توان بيان كرد:
• فعاليت‌هاي كارآفرينانه در كشورهاي مختلف بسيار متفاوت است.
• سياستهاي مناسب و افزايش توان كارآفريني يك جامعه (از جمله مهارتها و انگيزه‌ها)، بيشترين تأثير را در گسترش كارآفريني دارد.
• شركت زنان در كارآفريني ضرورتي دراز مدت براي اقتصاد است.
• براي رسيدن به دستاوردهاي پايدار و بلندمدت، سياست‌ها بايد جوانان زير 25 سال و افراد بالاي 44 سال را به كارآفريني فراخواند و تشويق كند.
• هر دولتي كه متعهد به پيشرفت اقتصادي است، بايد زمينه حمايتهاي لازم را از همه جنبه‌هاي ساماندهی اقتصادي كه هادي و حامي افزايش بسترهاي كارآفريني هستند، از جمله به كمترين رساندن ماليات‌ها، دسترسي به نيروي كار، كاهش هزينه‌هاي نيروي انساني(غير حقوق‌بگير)، كاهش مقررات و آسان‌سازي كسب و كار توسط دولت را فراهم سازد.
• سياستها بايد راهگشاي گسترش سرمايه‌گذاريهاي مخاطره‌آميز و برانگيختن انگيزه‌هاي افراد خصوصي براي سرمايه‌گذاري بهينه در مراحل نخست هر گونه كسب و كار باشد(همان).

دسته بندی : کارآفرینی