در ایام قدیم نسلی از ساز سازان سنتی در ایران به وجود آمدند، که در کارشان مهارت زیادی پیدا کردند و به مرحلة استادی رسیدند. در همین زمان در خانواده های هنرمند در جلفای اصفهان کودکی پا به عرصه وجود می گذارد که نام یحیی را برایش انتخاب می کنند و بعدها شهرت زائد الوصفی کسب کرده به گونه ای که هر کس تاری داشته باشد، حتی دورترین روستاهیا آن را منسوب به یحیی می داند و افتخار می کند گویی ترا با نام یحیی عجین شده و از هم جداشدنی نیستند. پدر و عموی یحیی که به ترتیب خاچیک و هامبارسون نام داشتند از هنرمندان این رشته بودند و یحیی از زمان کودکی با تار و سایر وسایل موسیقی آشنا می شود و با آنها انس می گیرد، خصوصا با شکل تار که اثری نیکو در او به جای می گذارد . هنگامی که صدای زیبای تار را می شنود شیفتگی و علاقه ای وافر بدان پیدا می کند و تصمیم می گیرد که کار پدر و عمویش را ادامه دهد. بزرگتر که
می شود به پدرش در ساختن تار و سه تار کمک می کند. در قدیم روال کار چنین بوده که پدر یا عمو کارش را به پسر یا برادرزاده اش
می آموخته چون در آن زمان هنر و حرفه در خانواده موروثی بوده و یحیی هم بر همین منوال شاگرد پدرش بوده است به علت نبوغ ذاتی ای که داشته به زیبایی کار استادان دیگر هم توجه خاصی پیدا می کند و شیفتة کار استاد فرج الله استاد یگانه و بی نظیر می شود پا را از دایرة کار پدر و عمویش فراتر می گذارد و اندازه و الگوی استاد فرج الله را اختیار می کند و با کمی تصرف توانسته به ساز تار زیبایی خاص و قابل توجهی بدهد و صدادهی آن را به اعلا درجه برساند که تاکنون هیچ سازنده ای نتوانسته به آن مقام برسد. و این می رساند که او در این راه بسیار جست و جو کرده تا به آنچه مورد نظرش بوده، دست یافته است.

اگر تار یحیی را در سطحی صاف قرار دهیم و تارهای دیگر استادان را کنار آن بگذاریم و دقیقاً مشاهده کنیم، خواهیم دید که تار یحیی از نظر زیبایی در بین تارهای ممتاز است و همانند یک اسب عربی است که در میان سایر اسبها از زیبایی چشمگیری برخوردار است.

خوش خوانی و خوش دستی تار یحیی به چند عامل مهم بستگی دارد: طرز ساخت کاسه، نصب دسته به کاسه عمل آوردن رو دسته اندازه های دقیق نسبت کاسه به دسته تناسب کاسة بزرگ با کاسه کوچک (نقاره) نفیر داخل کاسه، تراش داخل کاسه، تناسب داخلی حجم کاسة بزرگ و کاسه کوچک و… مهمتر از اینها خرکی را که برای اولین بار روی تار قرار می داد و آن را امتحان می کرد اگر از نظر صدادهی مطلوب واقع می شد دیگر عوض نمی کرده و این خرک را همیشه روی تار نگاه می داشت، در صورت تغییر دادن صدادهی تار کم می شود و از خوش خوانی می افتد. توصیة نگارنده این است که روی خرک تار خود را امضا و علامت گذاری کنید زیرا عوض کردن آن به وسیله نااهلان احتمالی حتمی دار. تارهای یحیی به علت مرغوبیت، خریداران فراوانی داشته است به یاد می آورم درسال 1312 قیمت تار یحیی 40 تومان و تار سایر استادان 14 تا 15 تومان بود و تارهای معمولی 3 تا 5 تومان خریداری می شد. بدین لحاظ کار او را تقلید و به نام او
می فروختند . بنابراین تصمیم می گیرد مهری بسازد و کارهایش را مهر کند . تا آن زمان کسی کار را مهر نمی زد. یحیی مهر بیضی شکل کوچکی می سازد و کلمه یحی را روی آن حک می کند و به درون کاسه بزرگ می زند . این مهر را در سال 1325 شمسی در یکی از تارهای او در کرمان دیدم که صاحبش در اصفهان از خود یحیی خریداری کرده و به کرمان آورده بود. از خدا بی خبران این مهر را تقلید می کنند و او دوباره درصدد بر می آید که مهر دیگری بسازد مهری می سازد دایره شکل و نام یحی را به تاریخ 1325 (هجری قمری) با فشار روی بیخ دسته تار می زند این مهر با همان تاریخ (یعنی 1325) در همه تارها فعلاً موجود است که البته آن را هم تقلید می کنند. یحیی با این امر مبارزه می کند و مهر بیضی شکل کوچکی می سازد و آنرا روی کاغذی می زند و تاریخ ساخت و محل ساخت را می نویسد و در زیر سیمگیر می چسباند و سیمگیر را در جای خود وصل می کند و مهر مخفی دیگری که همین مهر زیر سیمگیر باشد، روی کاغذی
می زند و آن را زیر استخوان سرپنجه می چسباند . اگر تار یحیی دست نخورده باشد این مهر زیر استخوان سرپنجه وجود دارد. اگر تاری این سه مهر را داشته باشد خصوصاً مهر زیر استخوان سرپنجه محققاً ساخته یحیی است.

گفتیم که سازندگان قدیم کارشان را مهر نمی زدند بعد از یحیی این کار رایج می شود شگرد کار یحیی برای ساخت تار این بود که برای بالا بردن کیفیت کارش از بهترین چوب ها و بهترین مصالح استفاده می کرد. ذکر این نکته قابل اهمیت است که یحیی بیشتر تارهایش را در اصفهان ساخته است، معمولاً این تارها رنگ روشن و خال های سفیدی در پهلوهای کاسه دارند و به دلیل این که از چوب توت جوان استفاده شده، صدای شان زنگ دارد و زیرخوان است وی مدتی به قزوین نزد خواهرش می رود و تارهایی که در آنجا ساخته به خاطر مرغوبیت چوب قزوین هم از نظر رنگ و هم از نظر صدادهی خوب درآمده است. یحیی چپ دست بوده و معمولاً افراد چپ دست در کارشان مهارت زیادی پیدا می کنند. زمانی که یحیی در قزوین کار می کرده، دو عدد تار یکی کاسه بزرگ و دیگری که اندازه های آن با تارهای معمولی فرق بسیار دارد، برای خواهرش می سازد و داخل تار بزرگ را با خط خود و با مداد کیپة بنفش به زبان ارمنی می نویسد و به خواهرش هدیه می کند. متأسفانه تاریخ در آن قید نشده است. این دو عدد تا در سال 1362 از خواهرزادة یحیی خریداری می شود و خریدار، آن را برای تعمیر نزد من آورد و همان سه مهری را که قبلاً ذکر شد دارا بود. از تار کوچک که بسیار خوش صدا بود. الگو برداری کردم و نمونة آن را ساختم که اکنون نزدیکی از دوستان است.